تلفن ناگهانی
داشتیم به سختی کار میکردیم
که تلفن زنگ خورد. آقای خ گفت آقای م با شما کار دارن. خان داداش گوشی رو گرفت و گفت الـو؟ شما زنگ زدین. یه دفعه گفت با شیرین کار داری؟
که تازه فهمیدم بلــــــــــه خانم خانما حانیه جونم زنگ زده.
وصل کرد به من.
سلـــــــــــــــــــام
سلام عزیززززم. خوبی حانیه؟
آده . و کلی چیزای دیگه گفتی که از توش فهمیدم پرسیدی داداش ح کجاست؟ 
بعد مامانی گوشی رو گرفت و گفت که خودش شماره گرفته و اونا نمیدونستن. من هم گفتم حتما دکمه redial رو زدی. از دست تو دختر شیطونم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تلفن ناگهانی
