اولین پست
یکم دیر شروع کردم. آخه هواسم فقط به خودم و خان داداش بود. من معذرت میخوام از شما خانوم کوچولو امروز که شروع کردم به نوشتن برات دقیقا 2 سال و 2 ماه و 2 روزته. همین الان داشتم با مامانیت حرف میزدم که یادش نبود. داداش اومده خونه تا استراحت کنه و شام برداره بیاد پیش من. اما مثل اینکه شیطونی های تو باعث شده کلی از وقتش گرفته بشه. اول تورو برده بیرون و حسابی با هم توت میل کردین تازه شما میفرمودین داداش توت بده. همه رو هم برای خودت میخوای. البته همه فروردینی ها اینجورین بعد هم اومدی خونه و کلی ازت فیلم گرفتن. حالا هم که داداش میخواد بیاد دنبالش افتادی گریه. آخه چرا انقدر تو خوبی؟؟؟؟ چرا انقدر من برات مهم...
نویسنده :
گلی بانو
0:49


